به کودکان تمرین تنهایی بدهید
فهرست مطالب
- توانایی تنها بودن
- ناتوانی در تنهایی
- رشد مهارت تنهایی
- محافظت بیش از حد
در این متن خواهیم خواند
ما نه تنها بچه ها را مصرانه تشویق نمیکنیم تا به شیوه ای سالم توانایی تنها بودن را در خودشان تقویت کنند یا دریابند که تنها بودن چه منفعتی به حالشان دارد و از تنهایی لذت ببرند، بلکه از آن ور بام میافتیم و هرکاری میکنیم تا در مقابل چنین اقداماتی و تجربیاتی از آن ها محافظت کنیم.
این باور وجود دارد که تنها بودن مهارتی اکتسابی است. ما میدانیم که جامعه پذیر بودن را از طریق فرهنگ میآموزیم. با اینکه معتقدیم انسان ها ذاتا خواستار تعاملات جمعی هستند، ذاتا اجتماعی اند و برای رشد و شکوفایی درست نیاز دارند که هم روابط نزدیکی یک به یک داشته باشند باز هیچکس انتظار ندارد که بچه ها از روی غریزه این چیز ها را بدانند و خودشان به شکل طبیعی به این نتایج برسند؛ اما نه تنها بچه ها را همین قدر مصرانه تشویق نمیکنیم تا به شیوه ای سالم توانایی تنها بودن را در خودشان تقویت کنند یا دریابند که تنها بودن چه منفعتی به حالشان دارد و از تنهایی لذت ببرند، بلکه از آن ور بام میافتیم و هرکاری میکنیم تا در مقابل چنین اقداماتی و تجربیاتی از آن ها محافظت کنیم.
این ممانعت بچه ها را ناتوان میسازد، یا دستکم آن ها را برای مقابله با رویداد هایی که به احتمال قریب به یقین در برهه ای از زندگی با آن ها مواجه میشوند آماده نمیکند.
میدانیم تنها بودن برای برخی افراد فوق العاده اهمیت دارد و ممکن است برای هر کسی رخ دهد. میدانیم که تنهایی برای نوآوری و پرورش استقلال حقیقی و غنی هویت تقریبا یک ضرورت است.
راهکار هایی برای رشد این مهارت در کودکان وجود دارد، ولی متاسفانه روانکاوان کودک و به ویژه نویسندگان کتاب های آموزشی در مورد تربیت و پرورش کودکان معتقدند که روان کودک به شدت شکننده است و باید با وسواسی بیمارگونه مورد مراقبت قرار گیرد؛ این دیدگاه رایج است که ترس آسیب رسان است و باید به هر قیمتی که شده کودکان را در مقابل هرلحظه هشدار برانگیز محافظت کرد، حتی اگر به بهای از دست رفتن تجربیات مثبت و پرورش دهنده بعد از سپری کردن آن ترس باشد.
این دیدگاه رایج است که ترس آسیب رسان است و باید به هر قیمتی که شده کودکان را در مقابل هرلحظهی هشدار برانگیز محافظت کرد، حتی اگر به بهای از دست رفتن تجربیات مثبت و پرورش دهنده بعد از سپری کردن آن ترس باشد.
جامعه ما اجازه داده تا وحشت از تنهایی بر قضاوت ما تاثیر بگذارد و مشوق ما در مداخلات بیشتر، محافظت بیش از حد و تعاملات اجتماعی بیشتر باشد؛ اما برخی از متخصصان کودک شجاعانه خلاف جریان حرکت کرده اند و از میان این افراد می توان به آنتونی استور و اخیرا ریچارد لوو، نویسنده آخرین کودک در جنگل اشاره کرد. بچه ها هم مثل بزرگ ترها به مقادیری متفاوت از محرک مستقیم، هم صحبت، تعامل اجتماعی و تنهایی نیازمند هستند. اگر اصلا نتوانند تنهایی را تجربه کنند، نه شما میفهمید که چه جور آدمی هستند نه خودشان.
برای تفکر:
به نظر شما این تنهایی تا چه اندازه میتواند سودمند باشد؟
و در چه ابعادی از رشد شخصیتی کودک میتواند کمک کننده باشد؟
پست های مرتبط
27 آذر 1402
9 شهریور 1401
9 شهریور 1401
8 شهریور 1401
5 شهریور 1401
دیدگاهتان را بنویسید